فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران

فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران

نوسازی آمرانه و بن‌بست دموکراسی: تحلیل تعامل دولت، بازار و روحانیت در دوره پهلوی دوم (1357-1320)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه فرذوسی مشهد
3 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
10.30510/pscci.2026.518003.1275
چکیده
این پژوهش به‌تحلیل علل ناکامی گذار به‌دموکراسی در ایرانِ عصر پهلوی دوم، علیرغم بهبود رشداقتصادی و صنعتی مقطعی میپردازد. بااستفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و بررسی منابع مرتبط با ساختارهای اجتماعی-اقتصادی در بازه ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷، پژوهش در پی پاسخ بدین سؤال است که چرا مداومت رشد اقتصادی و صنعتی بالا در حکومت پهلوی دوم باعث گذار به‌دموکراسی نشد؟ پاسخ بدین سؤال که فرضیه پژوهش محسوب می‌گردد نیز بدین شرح است که ساخت اقتصاد سنتی در این دوران، نه‌تنها در جهت ارزش‌ها و منافع طبقه متوسط سنتی و در تضاد با نوسازی عمل کرد، بلکه، تشدید مباحثات ایدئولوژیک میان اعضای طبقه متوسط، باعث تسلط دولت در سیاست‌گذاری و سرمایه‌گذاری صنعتی شد و این روند مانع گذار به دموکراسی گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که نبود دموکراسی ریشه در تعامل سه‌گانه ساختار سنتی، تضادهای ایدئولوژیک و سلطه دولت دارد. در دهه ۱۳۲۰، اقتصاد مبتنی بر کشاورزی معیشتی و نفوذ زمین‌داران بزرگ، بازار سنتی و اثرگذاری روحانیت در تقابل باارزش‌های غیردینی، مانع شکل‌گیری همبستگی ارزشی شد. در دهه‌های پسین، رشد صنعتیِ متکی بر درآمدهای نفتی و برنامه‌هایی مانند اصلاحات ارضی، اگرچه تحولات اقتصادی را شتاب بخشید، اما نتوانست ساختار اجتماعی را دگرگون سازد. طبقات سنتی (بازار و روحانیت) در تقابل با مدرنیته آمرانه، به بسیج نیروهای اجتماعی علیه حکومت پرداختند. از سوی دیگر، اقتصاد دولت‌محور با حذف بخش خصوصی از فرایند سیاست‌گذاری، مانع شکل‌گیری گفتمان‌های مدرن شد. در نهایت، اسلام سیاسی به‌عنوان گفتمان مسلط جایگزین شد، درحالی‌که دموکراسی به حاشیه رانده شده بود و جامعه نیازمند پاسخی برای شرایط نابسامان خود بود.
کلیدواژه‌ها

  • تاریخ دریافت 31 فروردین 1404
  • تاریخ بازنگری 08 مهر 1404
  • تاریخ پذیرش 09 شهریور 1405