این مقاله درصدد تبیین مهمترین عوامل برخورد دوگانه انگلیس با موضوع هستهای ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی، با استفاده از نظریه بحران اسپریگنز است. به نظر میرسد که انگلیس به دلیل مشکلات ساختار سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی از دیرباز جهت حفظ حیات و جایگاه برتر در دنیا، برای تسلط و دستاندازی بر منابع کشورهای غنی تلاش نموده تا بتواند بسترهای بحرانساز داخلی خود را ترمیم نماید و با تدوین استراتژی استعماری بلندمدت در کشورهای هدف، از شکلگیری حکومتهای مردمی و مشروع، استقلالطلبی و توسعه اقتصاد بومی آنها جلوگیری نماید. یافتههای این مقاله نشان میدهد، تجزیهطلبی و ایجاد کشورهای جزیرهای، بهرهوری از دین و مذهب، ایجاد و سوءاستفاده از چندپارگیهای سیاسی - اجتماعی و ایجاد جامعه بحرانزده و ضعیف، از ابزارهای عمده جهت تسلط، حفظ و توسعه اهداف استعماری انگلستان بوده است که این مساله با استفاده از نظریه بحران اسپریگنز و روش جامعهشناسی تاریخی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
بردبار,احمد رضا . (1402). تحلیلی بر دلایل راهبرد متناقض انگلیس در موضوع هستهای ایران (با تکیه بر نظریه بحران توماس اسپریگنز). فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران, 2(1), 34-52. doi: 10.30510/pscci.2022.285789.1020
MLA
بردبار,احمد رضا . "تحلیلی بر دلایل راهبرد متناقض انگلیس در موضوع هستهای ایران (با تکیه بر نظریه بحران توماس اسپریگنز)", فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران, 2, 1, 1402, 34-52. doi: 10.30510/pscci.2022.285789.1020
HARVARD
بردبار احمد رضا. (1402). 'تحلیلی بر دلایل راهبرد متناقض انگلیس در موضوع هستهای ایران (با تکیه بر نظریه بحران توماس اسپریگنز)', فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران, 2(1), pp. 34-52. doi: 10.30510/pscci.2022.285789.1020
CHICAGO
احمد رضا بردبار, "تحلیلی بر دلایل راهبرد متناقض انگلیس در موضوع هستهای ایران (با تکیه بر نظریه بحران توماس اسپریگنز)," فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران, 2 1 (1402): 34-52, doi: 10.30510/pscci.2022.285789.1020
VANCOUVER
بردبار احمد رضا. تحلیلی بر دلایل راهبرد متناقض انگلیس در موضوع هستهای ایران (با تکیه بر نظریه بحران توماس اسپریگنز). فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران, 1402; 2(1): 34-52. doi: 10.30510/pscci.2022.285789.1020